پسرک 50 و اندی روزه یه ما!
سلام خوشگل خان مامان.
خوبی نفسی.این روزا خیلی بلاتر شدی...
دلم میخواد قورتت بدم.بااین فسقلی بازی تو من وقت نمیکنم بیام وبلاگت و اون وقت خاله اتنا میگه چهقد تنبلی عاطفه که نمیای عکسای امیررضای خاله رو بذاری تا ما از دلتنگی در بیایم...الانم لالایی،البته خواب خرگوشی داری و دو دقیقه بعد بیداری !
آغو گفتنت منو کشته همش باخودت حرف میزنی و آغو آغو میکنی.
یه کار باحالی هم میکنی و اونم بادکنک درست کردنه که دایی حامد خیلی خوشش میاد!
این مدرک:

ببین پوشکاتو به پات ریختم:



جا خوش کردی؟!


اینجا هم داری به عزیز جونیت میگی هلو:


رد واکسنت:

این رسمشه؟؟؟؟برا من جا نذاشتی رو تشک جیجلتو بخولم:

خواب نااز،بک گراند گوشیمه:

بدون شرح:




اینم زودتر برات خریدم،کادوی دومین ماهگرد زمینی شدنته نفسم،قابلتو نداره،بهتر از اینا رو برات میگیریم:

اینم باباییه مهلبونت کادو ی روز تفلدش برای من خرید!!!19شهریور تولد بابایی بود که منو خوشحال کرد:

این عکسا تقدیم به عزیز جونی و دایی جونی و خاله جونی و فرزاد جونی،با عــــــــــــــــشقـــ



پسرک 50 و اندی روزه یه ما!
